نگاهی به چیستی و چرایی رابطه دختران مجرد با مردان متاهل
ارسال شده در: دی ۲۶, ۱۳۹۵, توسط : mahmoodi

همه جوامع در حال گذار از سنت به مدرنیته، همواره ناهنجاری های فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و … را آزموده اند. اجتماع در حال گذار ما نیز سال ها و دهه هاست که دستخوش دگرگونی های ژرف و سترگ فرهنگی و اجتماعی شده است. شرایط اجتماعی – اقتصادی در گذار از اجتماع دامپروری – کشاورزی به جامعه صنعتی – دیجیتال دگرگون شده و هنجارهای نوین برای ازدواج و طلاق پدید آورده است. بسیاری از جوانان سودای جوانی کردن دارند و حاضر به ازدواج شتابان در زیر بیست و پنج سالگی نیستند. مردان جوان در مقایسه با دختران، در برابر ازدواج گریزپا ترند.

 

 

برخی بر این باورند که در برابر هر مرد جوان جویای ازدواج، چهل تا پنجاه دختر آماده ازدواج وجود دارد. واقعیت هویدا این است که بازار ازدواج کساد است. بسیاری از مردان جوان از پایین ترین لازمه های اقتصادی ازدواج برخوردار نیستند یا دل در رویای مهاجرت به فرنگ به امید پیشرفت دارند. در حالی که بیش از نیمی از ازدواج ها در همان دهه نخست پیمان زناشویی دچار جدایی و فروپاشی می شود، یک مرد جوان که خود را در برابر کوهی از دشواری های اقتصادی یکه و تنها و آس و پاس می بیند، چرا باید تن به ازدواج دهد؟ در چنین ایستاری، دختران جوان برای به دست آوردن مرد جوان آماده و جویای ازدواج دست به رقابت می زنند تا بالاخره یک دختر از خیل چهل – پنجاه نفر، کامیاب شود و مرد جوان آماده و جویای ازدواج را از آن خود سازد. باقی دختران ناکام مانده و بر توده دختران مجرد و زنان مطلقه جوان و میان سال افزوده می شوند.

با نزدیک شدن به سن سی سالگی – دهه چهارم عمر – دغدغه ها و دلمشغولی های دختران مجرد افزایش می یابد و بسیاری از آنان دچار علایم و نشانه های اختلال سازگاری (تطبیقی) می شوند. در شمار فراوانی از دخترانی که خواستگاران شان را زیر بیست و پنج سالگی پس زده اند، اضطراب، اندوه و فشار (استرس) این اختلال از بیست و هفت هشت سالگی آغاز می شود. درست در همین سال های سرنوشت ساز شماری از این دختران رویکرد ناخردمندانه دیگری را برمی گزینند که برقراری رابطه با مردان متاهل است. هر چند برقراری رابطه عاطفی – آمیزشی با مردان متاهل در دختران زیر بیست و پنج سال نیز دیده می شود، اما امروزه این رویکرد در خانم های جوان بیست و هفت هشت سال به بالا فراوان تر دیده می شود.

در چیستی و چرایی برقراری رابطه دختران مجرد با مردان متاهل به ریشه ها و سرچشمه های روانی، زیستی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی می توان اشاره کرد. برای پدیدار شناسی و سبب شناسی این پدیده روزافزون باید پیش از هر چیز، این رخداد را به دو گروه تقسیم کرد. سنجه (معیار) این گروه بندی، اندازه تفاوت سن و سال مرد متاهل با دختر مجرد است. چنان چه این تفاوت سن بیش تر از بیست – سی سال باشد، یک تحلیل روانکاوانه می تواند این باشد که دختر مجرد به سبب نابرخورداری از مهر و عطوفت پدری یا برخورداری بیش از اندازه از آن دچار ایستایی (توقف و تثبیت) در « عشق پدری » شده است و در این رابطه هم در جست و جوی همین گم گشته خود و « پدر – معشوق » است. اما این تنها یک سبب است. ریشه های اقتصادی و دشواری های اجتماعی زندگی هم یکی از سرچشمه های شایع برگزیدن مردی توانگر ولو بیست – سی سال مسن تر از سوی دختران جوان هرگز ازدواج نکرده است.

اما در حالت دوم، بسیاری از روابط عاطفی – آمیزشی بین مردان جوان متاهل ناخشنود از زندگی زناشویی و دختران جوان مجرد آزمند و کمال گرا رخ می دهد. در چنین روابطی، تفاوت سن میان دو نفر کمتر از ده پانزده سال است. ریشه های اقتصادی در پیدایش و رشد این گونه روابط صمیمانه کمتر از حالت نخست بوده و بیشتر به جدایی و طلاق عاطفی – آمیزشی مرد متاهل جوان با همسرش باز می گردد. از لحاظ فرهنگی، این حالت دوم از پیشینه و پشتوانه تاریخی ژرف و سترگی برخوردار است. در درازای تاریخی میهن مان، دست کم از دوران صفویه به این سو، مردان فراوانی دارای دو تا چهار همسر عقدی و شماری صیغه بوده اند. این پیشینه و پشتوانه گران سنگ پشتیبان روابط این حالت دوم است و نه تنها دستمایه مردان جوان متاهل که دلیل زنان جوان مجرد هم قرار می گیرد. واقعیت این است که با بالا رفتن سن دختران مجرد و زنان مطلقه جوان و میان سال، اینان مردان متاهل را شایسته ترین و سرآمدترین مردان می یابند.

در حالی که هر دو گونه بالا از سوی سنت مداران اجتماع مورد همنوایی (تایید) و پافشاری (تاکید) قرار می گیرد، پرسش اصلی این است که آیا رابطه مردان متاهل اعم از جوان، میان سال و سالمند با دختران جوان مجرد یا مطلقه درست یا نادرست است؟ سنت مداران، از جمله برخی نمایندگان زن مجلس شورای اسلامی، بر درست بودن آن به شرط لحاظ مسایل شرعی نکاح دایم یا موقت پافشاری داشته و آن را به عنوان نسخه ای شرعی و عرفی در برابر آزادی های رو به رشد کنونی میان زن و مرد می شناسانند. در حالی که روانپزشکان، روانشاسان، مشاوران و جامعه شناسان اخلاق گرا، چنین روابطی را غیراخلاقی و در « چهارچوب روابط فرازناشویی » مردان متاهل برمی شمارند.

رها از این دو دیدگاه سنتی شرعی و مدرن اخلاقی، از دیدگاه زیستی – روانی این جهانی نیز می توان به این پدیده نگریست. در این گونه نگرش، سود و زیان این فرد در زندگی مبنای سنجش درستی و نادرستی رفتار قرار می گیرد. بر بنیان این نگرش، هیچ نسخه یگانه ای برای همه آدمیان اجتماع نمی توان نوشت و ارائه کرد. اما در حالت کلی، می توان چنین انتظار داشت که به احتمال فراوان، همسر مرد متاهل پس از چندی از موضوع آگاه شده یا خود دختر مجرد دچار دلبستگی ژرف و گران مایه می شود و مرد متاهل برای کنار گذاشتن همسر نخست یا اختیار کردن همسر دوم عقدی زیر فشار یک یا هر دو خانم قرار می گیرد. آن چه که من آزموده ام این است که در اغلب مواردی که مرد متاهل دارای فرزند باشد، پس از مدتی دختر جوان مجرد را رها کرده و به ناچار به سوی همسر نخست و فرزند خود باز می گردد و دختر جوان مجرد را با رویاهای پاییزی در هم شکسته اش تنها می گذارد. همین رویکرد و گزینه مرد متاهل کفه زیان را برای دختر مجرد جوان سنگین می سازد. احتمال اندکی وجود دارد که مردی متاهل، بتواند همسر دوم موقتش را تا پایان عمر در کنار زن نخست راضی و خشنود نگاه دارد. دختر جوانی که دل به مردی متاهل می بندد، باید بداند که این رابطه صمیمانه هر چند با دلبستگی فراوان همراه باشد، دیر یا زود پایان پیدا می کند و این خانه عشق، خانه ای ماندگار و استوار نخواهد بود.

به هر حال چه بپسندیم، چه نپسندیم، به سبب ریشه ها و سرچشمه های فراوان روانی، زیستی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی بسیاری از مردان متاهل دچار طلاق عاطفی – آمیزشی با دختران مجرد و زنان مطلقه جوان و میان سال وارد رابطه عاطفی – آمیزشی مشروع و نامشروع می شوند. مهم این است که دختر و زن جوان بداند که سال های طلایی و تکرار نشدنی جوانی اش را به پای مرد متاهل آسان و شتابان از دست ندهد و فرصت های ازدواجش را بی درنگ و اندیشه پس نزند. چرا که مرد متاهل، به هر حال از آن همسر نخست عقدی و فرزند یا فرزندانش است و دیر یا زود مجبور است نزد آنان باز گردد. به احتمال فراوان، مرد متاهل شب هنگام حتا توان رساندن دختر مجرد یا زن مطلقه جوان را به اورژانس بیمارستان را هم ندارد، تا چه رسد به آن که شب ها، تعطیلی ها، نوروز یا پایان تابستان بتواند در اختیار زن موقت دوم خود باشد. از این رو به پاییز کشاندن رویاها و آرزوها همگام با مرد متاهل صاحبدار، فارغ از اخلاقی یا غیراخلاقی بودن مسئله، نمی تواند رویکردی خردمندانه و گزینه ای نیک فرجام باشد؛ ولو شایسته ترین و سرآمدترین مردان، مردان متاهل باشند. آدمی آزاد است تا آن کند که می پسندد اما در هر حال، خردمندانه و منطقی نیست که دختران مجرد و زنان مطلقه جوان و میان سال در هر سن و سالی آسان و شتابان فرصت های طلایی ازدواج دایم را به بهانه ها و بازی های دلنشین اما گذرا و ناماندگار از دست بدهند و تنها و بی پشتیبان، با رویاها و آرزوهای ناکام و از دست رفته راهی خانه سالمندان شوند.