طلاق عاطفی و آمیزشی
ارسال شده در: دی ۲۶, ۱۳۹۵, توسط : mahmoodi

طلاق بحران سترگی در دوران بزرگسالی است. در بسیاری از موارد ازدواج از همان آغاز کاملن نادرست بوده و محکوم به طلاق است. در موارد دیگر، زن و شوهر اغلب با شتابی ناهمگون از همدیگر رشد و نمو داشته و دگرگون می شوند. یکی از دو سوی ازدواج ممکن است متوجه شود که دیگری همانی نیست که به هنگام ازدواج بود. در واقع ، هر دو تغییر و تکامل یافته اند ، هر چند این روند در راهی هماهنگ و همسو نبوده است. اغلب یکی از طرفین ازدواج ، دیگری را به سبب از دست رفتن عواطف سرزنش کرده ، از ارزیابی نقش خود در فروپاشی پیمان زناشویی سرباز می زند.

 

گاه برخی از سویه های نابودی و فروپاشی روابط زناشویی ، جدایی و طلاق با ویژگی های خاص زندگی میانسالی ( نیازمندی به دگرگونی ، فرسودگی برخاسته از کارکرد مسئولانه و ترس از رویارویی با خویشتن ) ارتباط دارد.

جدایی و طلاق ، ریشه ها و سرچشمه های گوناگون داشته اما اغلب زمینه ای خانوادگی دارد و در زوج هایی که زیر بیست سالگی ازدواج می کنند ، یا از طبقه های اجتماعی – اقتصادی ناهمگونی برآمده اند ، شایع تر است. جدایی و طلاق ، درست همانند پیمان زناشویی ، ویژگی های یگانه ی خود را دارد. ممکن است چشمداشت های همسر واقع گرایانه نباشد؛ ممکن است یکی از دو سوی زناشویی ، خواهان آن باشد که دگرسو حتما فداکارترین مادر نمونه یا پشتیبان ترین پدر نمونه باشد.

پرورش و تربیت فرزند ، بیشترین فشار را بر پیمان زناشویی وارد می سازد. این واقعیت روانشناختی بارها آزموده شده، درست واژگون باورهای عرفی – سنتی در میهن ماست که زاده شدن فرزندان را سبب استواری و پایداری کانون خانواده دانسته و می دانند. در مطالعات انجام شده دیده شده که زوج هایی که بچه ندارند ، لذت بیشتری از وجود یکدیگر می برند تا زوج های بچه دار.

بیماری کودک ، بیشترین فشار ممکن را بر دوش پدر و مادر می نشاند. در خانواده هایی که کودک به سبب بیماری یا رخدادی ناگوار از دست رفته و پرپر می شود ، احتمال بروز طلاق بیش از پنجاه درصد است.

دیگر ریشه ها و سرچشمه های تنش و تعارض زناشویی ، مشکلات مالی و دشواری های جنسی – آمیزشی است. این هر دو مسئله ممکن است ابزار کنترل شده و خست و دریغ داشتن پولی یا آمیزشی راه و شیوه ای برای ابراز پرخاشگری شود. امروزه فشار اجتماعی برای متاهل ماندن ، نه فقط در جوامع پیشرفته ی فرامدرن و مدرن ، که همچنین در اجتماعات در حال گذار و توسعه ، بسیار کمتر از گذشته است.

بسیار افزون تر از طلاق رسمی و قانونی، طلاق عاطفی و از آن بیشتر، طلاق جنسی – آمیزشی است که در سال های اخیر رشد بسیار شتابان و نگران کننده ای داشته و دارد. در بسیاری موارد، شگفت انگیز است که حتا خود زوج مراجعه کننده آشکارا بدین واقعیت آگاهی و هشیاری ندارند. طلاق عاطفی سال ها پیش تر از طلاق رسمی و قانونی رخ می دهد. برخی نشانه های جدایی و طلاق عاطفی عبارتند از:

۱-     کاهش چشمگیر وقت گذاشتن برای همدیگر و ملاقات ها و سرگرمی های دو نفره

۲-     کاهش وابستگی ها، دلبستگی ها، و گیرایی های همسران در رابطه با یکدیگر

۳-     افزایش سرگرمی های برون زناشویی و تمرکز بر مسائل بیرون خانواده

۴-     مطرح شدن رازهای پوشیده و پنهان زندگی زناشویی از سوی یک یا هر دو همسر در بیرون از چارچوب خانواده

۵-     کاهش انجام بحث های سازنده و چالش ها و بارش های مغزی راهبرد نما و راهکار آفرین بین همسران

۶-     کاهش نگاه، نوازش، درآغوش کشیدن و بوسه نرم و گرم میان همسران که نشانه افت و از دست رفتن وابستگی و و وفاداری عاطفی – احساسی میان همسران دارد.

۷-     بی باور شدن همسران نسبت به هم و کاهش اعتمادشان به دیگری در رابطه با پشت سر گذاشتن دشواری ها و پیشامدهای پیش بینی نشده

۸-     درماندگی در پیدا کردن راه حل پس از مشاجرات و ستیزهای زناشویی و خانوادگی

۹-     وقت گذاشتن بیش از اندازه برای فرزندان و جایگزین ساختن آن ها با هدف دوری کردن از همسر

۱۰-رسیدگی گزافه آمیز به نیازها و دشواری های پدر و مادر و پرهیز از پرداختن به نیازهای رابطه زناشویی و خانوادگی با همسر

۱۱-کاهش ستایش از دستاوردهای همسر و افزایش نکوهش و سرزنش خطاها و اشتباهات او

۱۲-افزایش مقایسه همسر با همتایان و همکاران او در آشنایان و بیگانگان و به رخ کشیدن کامیابی ها و سرفرازی های آن ها در برابر ناکامی ها و شکست های همسر

۱۳-پرداختن بیش از اندازه به خاطرات گذشته و نوستالژی های دوران کودکی، نوجوانی و جوانی به جای اندیشیدن به مخاطرات پیش رو

۱۴-افزایش ساعات خواب و استراحت در بستر و کاهش لحظات شور و هیجان آفرینی

۱۵-افزایش پرداختن به برنامه های ورزشی، سریال ها و فیلم های تلویزیون، جدا شدن از همسر و تنها به بستر رفتن در نیمه های شب

۱۶-مراجعه انفرادی به مشاور خانواده و زوج درمانگر و پرهیز از چاره اندیشی دو نفره نزد آن ها

۱۷-مطرح ساختن خواست ها و گلایه های خود به عنوان سخنان مشاور و زوج درمانگر هنگام مراجعه تکی ( انفرادی ) و سرکوفت زدن به همسر با این گونه سخنان خود

۱۸-افزایش سفرهای داخلی و خارجی تکی ( انفرادی ) و یا همراه ساختن همسر در مسافرت های کاری، اداری و تجاری به جای سفرهای دو نفره تفریحی و رمانتیک

۱۹-افزوده شدن دشنام ها و توهین های رکیک به همسر و خانواده او و همچنین ضرب و شتم به مشاجرات معمول زناشویی و خانودگی

۲۰-خودداری از مراجعه همراه با همسر نزد زوج و خانواده درمانگر

۲۱-طفره رفتن از انجام تمرین ها و تکلیف های دو نفره مشاور و زوج درمانگر و به فردا و فرداها واسپردن آن ها